اصل لزوم در معاملات

 


منبع:فصلنامه فقه اهل بیت فارسی، شماره ۸

پیشگفتار

در شماره قبل یادآور شدیم شایسته است سلسله مباحثی پیرامون قواعد فقهی نگاشته شود. در این نوشته بحث از اصل لزوم در عقود را، که در میان فقها به اصالة اللزوم در عقود شهرت دارد، پی می گیریم. پیش از شروع در اصل مطلب تذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد: 1- در مقاله پیش قواعد فقهی به اقسام گوناگونی تقسیم شد، از میان آن اقسام قواعد فقهی مربوط به معاملات به معنای عام و از میان قواعد فقهی این بخش اصالة اللزوم انتخاب شد; زیرا اولا بررسی قواعد معاملات بیشتر مورد نیاز است و ثانیا قاعده لزوم از قواعد دیگر فراگیرتر است. هر چند ترتیب منطقی اقتضا می کند که اول اصالة الصحه مورد بحث قرار گیرد، ولی چون اثبات قاعده لزوم مستلزم قاعده صحت هست بحث را با اصالة اللزوم آغاز می کنیم. 2- فقها درباره این قاعده مطالبِ بسیار گفته اند. تلاش شد مطالب اساسی و مفیدتر گزینش شود. 3- افزون بر مباحث فنی و مدرسه ای برخی از مباحث مقدماتی مانند تعریف عقد، اقسام عقد، معنای لزوم، اقسام لزوم و نیز قاعده لزوم از نگاه قانون مدنی مطرح شد، زیرا نادیده گرفتن این مباحث موجب نقص اساسی مقاله می شود. 4- مناسب بود دیدگاه اهل سنت نیز مورد رسیدگی قرار گیرد، ولی به جهت رعایت اختصار ترک شد.

ادامه نوشته

قاعده ی غرور و آثار آن در فقه و حقوق اسلامی

منابع مقاله:
فصلنامه فقه و مبانی حقوق، شماره 1، محامد، علی*؛


*-عضو هیئت علمی دانشگاه قم

چکیده

فقه غنی و فراگیر شیعه مشتمل بر قواعد کلی فقهی و اصول برگرفته از آنان است که هر کدام شایسته بررسی و تحقیق است. به منظور جلوگیری از یکی از پدیده های اجتماعی مانند غرور و دغل کاریهایی که احیانا از ناحیه شخص بر فردی وارد می شود و آنان را ملزم می کند که هرگونه ضرر و غرامات وارده را جبران نمایند، قاعده ی غرور است. این نوشتار کوتاه بر آن شده است که این قاعده را مورد بررسی قرار دهد ابتداء غرور را معنا کرده و به مدارک و ادلّه ی عامه و خاصّه ی آن پرداخته و در این بحث به نقد و بررسی کلام یکی از فقهاء بزرگ عصر توجه نموده است.

ادامه نوشته

قاعده علی الید

منابع مقاله:
فصلنامه فقه اهل بیت فارسی، شماره  ۲۱و ۱۶، رحمانی، محمد؛


پیشگفتار

درادامه ء تحقیق در قواعد فقهی، نوبت قواعدی است که در باره ء ضمان قهری (لزوم جبران خسارت) بحث می کند. در شماره پیش، قاعده ء اتلاف مورد رسیدگی قرار گرفت. دراین جا قاعده ء ید که از مسوولیت مدنی (ضمان قهری) بحث می کند مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت و چون مطالب لازم و سودمند درارتباط با این قاعده فراوان است این مطالب در دو بخش آورده می شود. عنوان کلی مطالب این بخش به شرح زیر است: 1.اهمیت قاعده ء ید. 2. جایگاه قاعده. 3. ادله ء قاعده. الف- روایات( نبوی علی الید، روایات ضمان کنیز دزدیده شده، روایات طیب نفس، روایات احترام مال مسلمان، روایات لاضرر، روایات غضب خداوند نسبت به غاضب) ب- سیره ء عقلا. 4. موارد استناد به قاعده.

ادامه نوشته

قانون دریایی(ماده 89الی آخر)

‌ماده 89 - وثيقه گذاشتن بار جهت اخذ وام.
‌اگر ضمن سفر جهت تعمير و يا تعويض بعضي از تأسيسات ضروري كشتي و يا مخارج فوري و لازم ديگر وجوه مورد احتياج در دسترس نباشد فرمانده‌مي‌تواند وجوه مذكور را در وهله اول با وثيقه گذاشتن كشتي و يا كرايه باربري و سپس با وثيقه گذاشتن بار كشتي و با رعايت شرايط ذيل قرض و يا در‌موارد ضروري و حياتي با فروش بار كشتي وجوه لازم را تحصيل نمايد:
1 - براي اجراي منظور فوق فرمانده بايد ابتداء صورتمجلسي با ذكر موجبات قرضه تنظيم و آن را به امضاء افسران ارشد كشتي رسانده و مراتب را‌فوراً به مالك كشتي اطلاع داده و كسب تكليف نمايد. در صورتي كه از طرف مالك كشتي وجوه لازم در اختيار فرمانده گذارده نشود فرمانده مي‌تواند در‌صورتي كه كشتي در بنادر خارجي باشد با ارائه صورتمجلس مذكور و كسب اجازه از نماينده كنسولي ايران و در صورت عدم وجود نماينده كنسولي‌ايران در محل با اجازه مقامات صلاحيتدار محلي و در صورتي كه كشتي در بنادر ايران باشد با اجازه دادستان محل و يا نماينده قانوني او مبادرت به‌تحصيل وام كند.
2 - مبلغ وام درخواستي نبايد از ميزان واقعي نيازمنديهاي مذكور تجاوز نمايد

ادامه نوشته

قانون دریایی(ماده 1الی 88)

‌قانون دريايي
(‌مصوب 1343.6.29 كميسيون مشترك مجلسين)
فصل اول - تابعيت و ثبت كشتي
قسمت اول - تابعيت
‌ماده 1 - شرايط تابعيت كشتي.
1 - هر كشتي درياپيما (‌اعم از اين كه ساختمان آن پايان يافته و يا در دست ساختمان باشد) كه ظرفيت غير خالص ثبت شده آن حداقل 25 تن و‌واجد شرايط ذيل باشد مي‌تواند بر طبق مقررات اين قانون به ثبت رسيده و تابعيت ايراني و حق بر افراشتن پرچم ملي ايران را داشته باشد.
‌الف - كشتي به اشخاص تابع ايران (‌اعم از طبيعي و حقوقي) تعلق داشته باشد و در صورتي كه كشتي متعلق به شركت ايراني باشد بايد سهام آن با‌نام بوده و حداقل 51 درصد سرمايه واقعي آن متعلق به اتباع ايراني باشد.
ب - كشتي بايد بر طبق مقررات اين فصل به ثبت برسد.

ادامه نوشته

قانون اساسی (اصل 113 الی آخر)

فصل نهم ‎: قوه مجريه
مبحث اول- رياست جمهوري و وزراء
اصل‏ يكصد و سيزدهم: پس‏ از مقام‏ رهبري‏ رئيس‏ جمهور عاليترين‏ مقام‏ رسمي‏ كشور است‏ و مسئوليت‏ اجراي‏ قانون‏ اساسي‏ و رياست‏ قوه‏ مجريه‏ را جز در اموري‏ كه‏ مستقيماً به‏ رهبري‏ مربوط مي‏ شود، بر عهده‏ دارد.
اصل‏ سابق‏: اصل‏ يكصد و سيزدهم‏: پس‏ از مقام‏ رهبري‏ رئيس‏ جمهور عاليترين‏ مقام‏ رسمي‏ كشور است‏ و مسئوليت‏ اجراي‏ قانون‏ اساسي‏ و تنظيم‏ روابط قواي‏ سه‏ گانه‏ و رياست‏ قوه‏ مجريه‏ را جز در اموري‏ كه‏ مستقيما به‏ رهبري‏ مربوط مي‏ شود، بر عهده‏ دارد.

ا

ادامه نوشته

قانون اساسی (اصل 1 الی 112)

بسم الله الرحمن الرحيم
لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط
‎‎‎‎‎
مقدمه
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مبين نهادهاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي جامعه ايران بر اساس اصول و ضوابط اسلامي است كه انعكاس خواست قلبي امت اسلامي ميباشد. ماهيت انقلاب عظيم اسلامي ايران و روند ‎ مبارزه مردم مسلمان از ابتدا تا پيروزي كه در شعارهاي قاطع و كوبنده همه قشرهاي مردم تبلورمي‌يافت اين خواست اساسي را مشخص كرده و اكنون در طليعه اين پيروزي بزرگ ملت ما با تمام وجود نيل به آن را مي‌طلبد.
ويژگي بنيادي اين انقلاب نسبت به ديگر نهضت‌هاي ايران در سده اخير مكتبي و اسلامي بودن آن است، ملت مسلمان ايران پس از گذر از نهضت ضد استبدادي مشروطه و نهضت ضد استعماري ملي شدن نفت به اين تجربه گرانبار دست يافت كه علت اساسي و مشخص عدم موفقيت اين نهضت‌ها مكتبي نبودن مبارزات بوده است. گرچه در نهضت‌هاي اخير خط فكري اسلامي و رهبري روحانيت مبارز سهم اصلي و اساسي را بر عهده داشت، ولي به دليل دور شدن اين مبارزات از مواضع اصيل اسلامي، جنبش‌ها به سرعت به ركورد كشانده شد. از اينجا وجدان بيدار ملت به رهبري مرجع عاليقدر تقليد حضرت آيت الله العظمي امام خميني ضرورت پيگيري خط نهضت اصيل مكتبي و اسلامي را دريافت و اين بار روحانيت مبارز كشور كه همواره در صف مقدم نهضت‌هاي مردمي بوده و نويسندگان و روشنفكران متعهد با رهبري ايشان تحرك نويني يافت. (آغاز نهضت اخير ملت ايران در سال هزار و سيصد و هشتاد و دو هجري قمري برابر با هزار و سيصد و چهل و يك هجري شمسي مي‌باشد).
‎‎‎‎‎
طليعه نهضت
اعتراض در هم كوبنده امام خميني به توطئه آمريكايي «انقلاب سفيد» كه گامي در جهت تثبيت پايه‌هاي حكومت استبداد و تحكيم وابستگي سياسي، فرهنگي و اقتصادي ايران به امپرياليزم جهاني بود عامل حركت يكپارچه ملت گشت و متعاقب آن انقلاب عظيم و خونبار امت اسلامي در خردادماه 42 كه در حقيقت نقطه آغاز شكوفايي اين قيام شكوهمند و كسترده بود مركزيت امام را به عنوان رهبري اسلامي تثبيت و مستحكم نمود و عليرغم تبعيد ايشان از ايران در پي اعتراض به قانون ننگين كاپيتولاسيون (مصونيت مستشاران آمريكايي) پيوند مستحكم امت با امام همچنان استمرار يافت و ملت مسلمان و به ويژه روشنفكران متعهد و روحانيت مبارز راه خود را در ميان تبعيد و زندان، شكنجه و اعدام ادامه دادند.
در اين ميان قشر آگاه و مسئول جامعه در سنگر مسجد، حوزه‌هاي علميه و دانشگاه به روشنگري و با الهام از مكتب انقلابي و پربار اسلام تلاش پي‌گير و ثمر بخشي را در بالا بردن سطح آگاهي و هوشياري مبارزاتي و مكتبي ملت مسلمان آغاز كرد. رژيم استبداد كه سركوبي نهضت اسلامي را با حمله دژخيمانه به فيضيه و دانشگاه و همه كانون‌هاي پرخروش انقلاب آغاز نموده بود به مذبوحانه ترين اقدامات ددمنشانه جهت رهايي از خشم انقلابي مردم دست زد و در اين ميان جوخه‌هاي اعدام، شكنجه‌هاي قرون وسطايي و زندان‌هاي درازمدت، بهايي بود كه ملت مسلمان ما به نشانه عزم راسخ خود به ادامه مبارزه مي‌پرداخت. خون صدها زن و مرد جوان و با ايمان كه سحرگاهان در ميدان‌هاي تير فرياد «الله اكبر» سر مي‌دادند يا در ميان كوچه و بازار هدف گلوله‌هاي دشمن قرار مي‌گرفتند انقلاب اسلامي را تداوم بخشيد، بيانيه‌ها و پيام‌هاي پي درپي امام به مناسبت‌هاي مختلف، آگاهي و عزم امت اسلامي را عمق و گسترش هر چه فزون‌تر داد.
‎‎‎‎

ادامه نوشته

قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور مدنی (ماده 413 الی آخر)

‌مبحث هفتم - فرجام تبعي
‌ماده 413 - فرجام‌خوانده مي‌تواند فقط در ضمن پاسخي كه به دادخواست فرجامي مي‌دهد از حكمي كه مورد شكايت فرجامي است نسبت به‌جهتي كه آن را به ضرر خود يا خلاف موازين شرعي و مقررات قانوني مي‌داند تبعاً درخواست رسيدگي فرجامي نمايد در اين صورت درخواست فرجام‌تبعي به طرف ابلاغ مي‌شود كه ظرف مدت بيست روز به طور كتبي پاسخ دهد، هر چند مدت مقرر براي درخواست فرجام نسبت به او منقضي شده‌باشد.
‌ماده 414 - فرجام تبعي فقط در مقابل فرجام خواه و از كسي كه طرف درخواست فرجام واقع شده، پذيرفته مي‌شود.
‌ماده 415 - اگر فرجام خواه دادخواست فرجامي خود را استرداد نمايد و يا دادخواست او رد شود حق درخواست فرجام تبعي ساقط مي‌شود و اگر‌درخواست فرجام تبعي شده باشد بلااثر مي‌گردد.

ادامه نوشته

قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور مدنی (ماده 248 الی 412)

‌مبحث پنجم - معاينه محل و تحقيق محلي
‌ماده 248 - دادگاه مي‌تواند راساً يا به‌درخواست هريك از اصحاب دعوا قرار معاينه محل را صادر نمايد. موضوع قرار و وقت اجراي آن بايد به‌طرفين ابلاغ شود.
‌ماده 249 - درصورتي كه طرفين دعوا يا يكي از آنان به اطلاعات اهل محل استناد نمايند، اگرچه به‌طور كلي باشد و اسامي مطلعين را هم ذكر‌نكنند، دادگاه قرار تحقيق محلي صادر مي‌نمايد. چنانچه قرار تحقيق محلي به‌درخواست يكي از طرفين صادر گردد، طرف ديگر دعوا مي‌تواند در موقع‌تحقيقات، مطلعين خود را در محل حاضر نمايد كه اطلاع آنها نيز استماع شود.
‌ماده 250 - اجراي قرار معاينه محل يا تحقيق محلي ممكن است توسط يكي از دادرسان دادگاه يا قاضي تحقيق به‌عمل‌آيد. وقت و محل تحقيقات‌بايد ازقبل به طرفين اطلاع داده شود. درصورتي كه محل تحقيقات خارج از حوزه دادگاه باشد، دادگاه مي‌تواند اجراي تحقيقات را از دادگاه محل‌درخواست نمايد مگر اين كه مبناي رأي دادگاه معاينه و يا تحقيقات محلي باشد كه در اين صورت بايد اجراي قرارهاي مذكور توسط شخص قاضي‌صادركننده رأي صورت گيرد يا گزارش مورد وثوق دادگاه باشد.

ادامه نوشته

قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور مدنی (ماده 1 الی 247)

‌قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب (‌در امور مدني)
‌كتاب اول - در امور مدني
‌كليات
‌ماده 1 - آيين‌دادرسي مدني، مجموعه اصول و مقرراتي است كه در مقام رسيدگي به امور حسبي و كليه دعاوي مدني و بازرگاني در دادگاههاي‌عمومي، انقلاب، تجديدنظر، ديوان‌عالي كشور و ساير مراجعي كه به‌موجب قانون موظف به رعايت آن مي‌باشند به كار مي‌رود.
‌ماده 2 - هيچ دادگاهي نمي‌تواند به دعوايي رسيدگي كند مگر اينكه شخص يا اشخاص ذي‌نفع يا وكيل يا قائم‌مقام يا نماينده قانوني آنان رسيدگي به‌دعوا را برابر قانون درخواست نموده باشند.
‌ماده 3 - قضات دادگاهها موظفند موافق قوانين به دعاوي رسيدگي كرده، حكم مقتضي صادر و يا فصل خصومت نمايند. در صورتي كه قوانين‌موضوعه كامل يا صريح نبوده يا متعارض باشند يا اصلا" قانوني در قضيه مطروحه وجود نداشته باشد، با استناد به منابع معتبر اسلامي يا فتاوي معتبر و‌اصول حقوقي كه مغاير با موازين شرعي نباشد، حكم قضيه را صادر نمايند و نمي‌توانند به بهانه سكوت يا نقص يا اجمال يا تعارض قوانين از رسيدگي‌به دعوا و صدور حكم امتناع ورزند والا مستنكف از احقاق حق شناخته شده و به مجازات آن محكوم خواهند شد.
‌تبصره - چنانچه قاضي مجتهد باشد و قانون را خلاف شرع بداند پرونده به شعبه ديگري جهت رسيدگي ارجاع خواهد شد.

ادامه نوشته

قانون آیین دادرسی مدنی سابق(ماده591الی آخر)

‌فصل سوم - در اعاده دادرسي
‌مبحث اول - در جهات اعاده دادرسي
‌ماده 591 - در صورت وجود يكي از جهات اعاده دادرسي نسبت به احكام زير ممكن است درخواست اعاده دادرسي نمود:
1 - حكم حضوري پژوهشي.
2 - حكم غيابي پژوهشي كه مدت اعتراض آن منقضي شده باشد.
3 - حكم حضوري مرحله نخستين كه به طور قطعي صادر شده است.
4 - حكم غيابي مرحله نخستين كه مدت اعتراض آن منقضي شده و غير قابل پژوهش صادر شده است.

ادامه نوشته

قانون آیین دادرسی مدنی سابق(ماده 323 الی 590)

‌در تصرف عدواني و ممانعت از حق و رفع مزاحمت
‌ماده 323 - دعوي تصرف عدواني عبارت است از دعوي متصرف سابق كه ديگري بدون رضايت او مال غير منقول را از تصرف او خارج كرده و‌متصرف سابق اعاده تصرف خود را نسبت به آن مال درخواست مي‌نمايد.
‌ماده 324 - دعوي ممانعت از حق عبارت است از دعوي كسي كه رفع ممانعت از حق ارتفاق يا حق انتفاع خود را در ملك ديگري بخواهد.
‌ماده 325 - دعوي مزاحمت عبارت است از دعوايي كه به موجب آن متصرف مال غير منقول درخواست جلوگيري از مزاحمت كسي را مي‌نمايد كه‌نسبت به متصرفات او مزاحم است بدون اينكه مال را از تصرف متصرف خارج كرده باشد.

ادامه نوشته

قانون آیین دادرسی مدنی سابق(ماده 1 الی 322)

‌قانون آيين دادرسي مدني
‌مصوب 25 شهريور ماه 1318
‌مقدمه - در كليات
‌ماده 1 - رسيدگي به كليه دعاوي مدني راجع به دادگاه‌هاي دادگستري است مگر در مواردي كه قانون مرجع ديگري معين كرده است. رسيدگي به‌دعاوي بازرگاني نيز جز در موردي كه تكاليف ديگري در قوانين خاص براي آن تعيين شده تابع اين قانون است.
‌ماده 2 - هيچ دادگاهي نمي‌تواند به دعوايي رسيدگي كند مگر اينكه شخص يا اشخاص ذينفع رسيدگي به دعوي را مطابق مقررات قانون درخواست‌نموده باشند
‌ماده 3 - دادگاه‌هاي دادگستري مكلفند به دعاوي موافق قوانين رسيدگي كرده حكم داده يا فصل نمايند و در صورتي كه قوانين موضوعه كشوري‌كامل يا صريح نبوده و يا متناقض باشد يا اصلاً قانون در قضيه مطروحه وجود نداشته باشد دادگاه‌هاي دادگستري بايد موافق روح و مفاد قوانين‌موضوعه و عرف و عادت مسلم قضيه را قطع و فصل نمايند.
‌ماده 4 - اگر دادرس دادگاه بعد از اينكه قوانين موضوعه كشوري كامل يا صريح نيست و يا متناقض است و يا اصلاً قانوني وجود ندارد از رسيدگي و‌فصل دعوي امتناع كند مستنكف از احقاق حق محسوب خواهد شد.
‌ماده 5 - دادگاه هر دعوي را با قانون تطبيق كرده و حكم آن را تعيين مي‌نمايد و نبايد به طور عموم و قاعده كلي حكم بدهد.
‌ماده 6 - عقود قراردادهايي كه مخل نظام عمومي يا برخلاف اخلاق حسنه است در دادگاه قابل ترتيب اثر نيست.
‌ماده 7 - رسيدگي ماهيتي به هر دعوايي دو درجه (‌نخستين و پژوهش) خواهد بود مگر در مواردي كه قانون استثناء كرده باشد.
‌ماده 8 - به ماهيت هيچ دعوايي نمي‌توان در درجه پژوهش رسيدگي نمود مادام كه در درجه نخستين در آن باب حكمي صادر نشده است مگر در‌مواردي كه در قانون استثناء شده باشد.
‌ماده 9 - هيچ مقام رسمي و هيچ اداره دولتي نمي‌تواند حكم دادگاه دادگستري را تغيير دهد و يا از اجراي آن جلوگيري كند مگر خود دادگاهي كه‌حكم داده و يا دادگاه بالاتر آن هم در مواردي كه قانون معين مي‌كند.
‌باب اول - در صلاحيت دادگاه
‌فصل اول - در صلاحيت ذاتي دادگاه‌ها
‌ماده 10 - رسيدگي نخستين به دعاوي مدني راجع به دادگاه‌هاي شهرستان و دادگاه‌هاي بخش است جز در مواردي كه قانون مرجع ديگري معين‌كرده باشد.
‌ماده 11 - پژوهش احكام و قرارهاي قابل پژوهش دادگاه‌هاي بخش راجع به دادگاه‌هاي شهرستان است.
‌ماده 12 - رسيدگي پژوهشي احكام و قرارهاي قابل پژوهش دادگاه‌هاي شهرستان و احكام و قرارهاي قابل پژوهش دادگاه‌ها بخش در موردي كه‌دادگاه‌هاي نامبرده به دعاوي راجعه به دادگاه‌هاي شهرستان رسيدگي مي‌نمايند راجع به دادگاه‌هاي استان است.
‌فصل دوم - در صلاحيت نسبي دادگاه‌ها
‌مبحث اول - در صلاحيت نسبي دادگاه‌هاي بخش
‌ماده 13 - امور راجع به دادگاه‌هاي بخش از قرار زير است:
1 - دعاوي راجع به اموال اعم از منقول و غير منقول و ديون و منافع و زيان و خسارات ناشيه از ضمان قهري و جرم در صورتي كه خواسته بيش از‌ده هزار ريال نباشد.
2 - مطالبه تخليه يد از اعيان مرهونه و مستأجره و امثال آن مگر در صورتي كه مدعي‌عليه مدعي مالكيت شده و ادعاي خود را به طور مستقيم يا‌غير مستقيم به موجب سند مستند به انتقال از مدعي نمايد كه در اين صورت دادگاه بخش وقتي صلاحيت خواهد داشت به بهاي عين بيش از ده هزار‌ريال نباشد.
3 - كليه دعاوي راجعه به حقوق ارتفاقي از قبيل حق‌العبور و حق‌المجري و حق حفر چاه قنات در ملك ديگري و امثال آن تا هر ميزاني كه باشد و‌حقوق انتفاعي در صورتي كه بهاي آن زائد بر نصاب دادگاه بخش نباشد.
4 - دعاوي راجعه به حقوق مالي از قبيل حق شفعه و حق فسخ و دعواي بطلان معامله و بي‌اعتباري سند در صورتي كه متعلق حق يا مورد معامله‌بيش از ده هزار ريال نباشد.
5 - دعوي مزاحمت و ممانعت از حق و تصرف عدواني در عين غير منقول تا هر ميزاني كه باشد.
6 - دعاوي راجع به اشيايي كه بهاي معين نداشته ولي داراي نوعي از اعتبار و متعلق اغراض و مقاصدي است مثل اعيان برگها و اسناد و امثال آن.
7 - مطالبه وفاي به شروط و عهود راجعه به معاملات و قراردادها اعم از اينكه در ضمن معامله و قرارداد تصريح شده و يا بناي متعاملين بر آن بوده‌و يا عادتاً و عرفاً معامله مبني بر آن باشد مشروط بر اينكه مورد مطالبه قابل ارزيابي نباشد و الا نصاب دادگاه بخش معتبر خواهد بود.
8 - درخواست افراز در صورتي كه مالكيت محل نزاع نباشد و در صورتي كه مالكيت محل نزاع باشد نصاب از حيث بها معتبر است.
9 - درخواست تأمين و حفظ دلايل و امارات.
10 - درخواست سازش بين طرفين در هر دعوايي و تا هر مقداري كه خواسته باشد.
11 - درخواست تصديق انحصار وراثت.
‌ماده 14 - دادگاه بخش در صورت تراضي طرفين دعوي به هر دعوي تا هر ميزاني كه باشد رسيدگي خواهد نمود.
‌ماده 15 - اگر در مقر دادگاه بخش دادگاه شهرستان نباشد دادگاه بخش به امور زير نيز رسيدگي خواهد نمود:
1 - دعاوي كه خواسته آن تا بيست هزار ريال باشد.
2 - نسبت به اختلافات راجعه به اسناد ثبت احوال.
‌ماده 16 - دعاوي زير به دادگاه‌هاي بخش راجع نيست اگر چه خواسته در حدود نصاب آن باشد:
1 - دعاوي راجع به دولت.
2 - دعاوي راجعه به اصل امتيازاتي كه از طرف دولت داده مي‌شود.
3 - دعاوي راجعه به علائم صنعتي و نام و علائم بازرگاني و حق‌التصنيف و حق اختراع و كليه حقوق غير مالي مثل توليت و نسب و وصايت.
‌مبحث دوم - در صلاحيت نسبي دادگاه‌هاي شهرستان
‌ماده 17 - به جز آنچه كه مطابق مبحث فوق داخل در صلاحيت نسبي دادگاه‌ها بخش است دادگاه‌هاي شهرستان به كليه دعاوي مدني به طريقي كه‌در مبحث سوم مقرر است رسيدگي مي‌نمايند.
‌ماده 18 - پژوهش احكام و قرارهاي دادگاه‌هاي بخش كه قابل پژوهش است در دادگاه شهرستاني به عمل مي‌آيد كه دادگاه‌هاي بخش نامبرده در‌حوزه آن واقعند مگر در مواردي كه مطابق ماده 12 راجع به دادگاه‌هاي استان است.
‌ماده 19 - در نقاطي كه دادگاه بخش نيست دادگاه‌هاي شهرستان به دعاوي نيز رسيدگي مي‌نمايند كه داخل در صلاحيت دادگاه‌هاي بخش است در‌اين صورت حكم دادگاه‌هاي نامبرده كه خواسته آن بيش از پانصد ريال نباشد قطعي و غير قابل پژوهش است و مرجع پژوهش قرارها و احكامي كه قابل‌پژوهش است نزديكترين دادگاه شهرستان خواهد بود مگر اينكه وزارت دادگستري دادگاه شهرستان ديگري را معين نمايد.
‌ماده 20 - مرجع رسيدگي به اختلافات مربوط به اسناد ثبت احوال اتباع ايران كه در خارج كشور به وسيله مأمورين مربوطه صادر شده باشد دادگاه‌شهرستان تهران است.
‌مبحث سوم - در مقررات مشتركه راجع به صلاحيت نسبي دادگاه‌ها
‌ماده 21 - دعاوي راجعه به دادگاه‌هايي كه رسيدگي نخستين مي‌نمايند بايد در همان دادگاهي اقامه شود كه مدعي‌عليه در حوزه آن اقامتگاه دارد و‌اگر مدعي‌عليه در ايران اقامتگاه ندارد در صورتي كه در ايران محل سكونت موقتي داشته باشد در دادگاه همان محل بايد اقامه گردد و هر گاه در ايران نه‌اقامتگاه و نه محل سكونت موقتي داشته ولي در ايران مال غير منقول دارد دعوي در دادگاهي اقامه مي‌شود كه مال غير منقول در حوزه آن واقع است و‌هر گاه مال غير منقول هم نداشته باشد مدعي مي‌تواند در دادگاه محل اقامت خود اقامه دعوي كند.
‌ماده 22 - در دعاوي بازرگاني و همچنين در هر دعواي راجع به اموال منقوله كه از عقود و قرارداد ناشي شده باشد مدعي مي‌تواند به دادگاه محلي‌رجوع كند كه عقد يا قرارداد در آنجا واقع شده و يا تعهد در آنجا بايد انجام شود.
‌ماده 23 - دعاوي راجعه به غير منقول اعم از دعوي مالكيت و ساير حقوق راجعه به آن در دادگاهي اقامه مي‌شود كه مال غير منقول در حوزه آن‌واقع است اگر چه مدعي و مدعي‌عليه در آن حوزه مقيم نباشند.
‌ماده 24 - درخواست تأمين دلائل و امارات از دادگاه بخش مي‌شود كه دلائل و امارات مورد درخواست در حوزه آن واقع است.
‌ماده 25 - دعوي مزاحمت و ممانعت از حق و تصرف عدواني در دادگاه بخشي اقامه مي‌شود كه موضوع دعوي در حوزه آن واقع است.
‌ماده 26 - در صورتي كه خواسته مال منقول و غير منقول باشد مدعي مي‌تواند در دادگاهي كه مال غير منقول در حوزه آن واقع است و يا در دادگاه‌محل اقامت مدعي‌عليه اقامه دعوي كند به شرط اينكه دعوي در هر دو قسمت ناشي از يك منشأ شده باشد.
‌ماده 27 - هر گاه يك ادعا راجع به چند مدعي‌عليه باشد كه در حوزه‌هاي دادگاه‌هاي مختلفه اقامت دارند و يا راجع به چند مال غير منقول باشد كه‌در حوزه‌هاي دادگاه‌هاي مختلفه واقع شده‌اند مدعي مي‌تواند به يكي از دادگاه‌هاي نامبرده رجوع كند.
‌ماده 28 - هر دعوي كه در اثناء رسيدگي به دعوي ديگري از طرف مدعي يا مدعي‌عليه يا شخص ثالثي يا از طرف متداعيين اصلي بر ثالث اقامه‌شود دعوي طاري ناميده مي‌شود و اين دعوي اگر با دعوي اصلي ناشي از يك منشأ باشد و يا با دعوي اصلي ارتباط كامل داشته باشد در دادگاهي اقامه‌مي‌شود كه دعوي اصلي در آنجا اقامه شده است مگر اينكه دعوي طاري از صلاحيت ذاتي دادگاه خارج باشد در اين صورت اگر رسيدگي به دعوي‌اصلي متوقف به رسيدگي به دعوي طاري باشد دعوي اصلي موقوف مي‌ماند تا دعوي طاري در دادگاهي كه صلاحيت رسيدگي به آن را دارد خاتمه‌پذيرد.
‌ماده 29 - در مورد قسمت اخير ماده بالا دادگاه بايد دادخواست راجع به دعوي طاري را به دادگاه صلاحيتدار بفرستد و هر گاه مدعي دعوي نامبرده‌را در دادگاه صلاحيتدار تا يك ماه تعقيب نكند دادخواست نسبت به دعوي طاري بلااثر و دادگاهي كه مشغول رسيدگي به دعوي اصلي بوده رسيدگي و‌حكم خواهد داد.
‌هر گاه دعوي اصلي در دادگاه بخش بوده و دعوي طاري از حد نصاب دادگاه بخش خارج باشد در اين صورت دعوي اصلي نيز بايد به دادگاه شهرستان‌صلاحيتدار احاله شود مگر اينكه طرفين دعوي به رسيدگي دادگاه بخش تراضي نمايند.
‌ماده 30 - عنوان احتساب و تهاتر و هر اظهاري كه دفاع محسوب شود دعوي طاري نبوده و مشمول دو ماده بالا نخواهد بود.
‌ماده 31 - هر گاه شخص ثالثي كه جلب يا وارد دادرسي مي‌شود به موجب اسناد يا امارات قويه ثابت نمايد كه دعوي فقط براي انصراف او از‌دادگاهي كه قانوناً مرجع رسيدگي است اقامه شده مي‌تواند احاله دعوي را به دادگاه صلاحيتدار درخواست نمايد و در اين صورت دادگاه حاكمه بايد‌درخواست او را قبول كند.
‌ماده 32 - دعاوي راجع به تركه متوفي در صورتي كه دعوي مابين وراث باشد يا از طرف اشخاصي اقامه شود كه خود را ذيحق در تمام يا قسمتي از‌تركه مي‌دانند اگر چه خواسته دين و يا راجع به وصاياي متوفي باشد مادام كه تركه تقسيم نشده در دادگاه محلي اقامه مي‌شود كه آخرين اقامتگاه متوفي‌در ايران آن محل است و اگر آخرين اقامتگاه متوفي معلوم نباشد دعاوي نامبرده راجع به دادگاهي است كه آخرين محل سكونت متوفي در ايران در‌حوزه آن دادگاه است.
‌ماده 33 - دعواي بطلان تقسيم راجع به دادگاهي است كه تقسيم توسط آن دادگاه به عمل آمده است.
‌ماده 34 - دعوي توقف اعم از آنكه از طرف خود بازرگان يا از طرف بستانكارها يا از طرف دادستان باشد بايد در دادگاهي كه اقامتگاه بازرگان‌ورشكسته در حوزه آن واقع است اقامه شود.
‌هر گاه بازرگان متوقف در ايران اقامتگاه نداشته باشد دعوي توقف در دادگاهي اقامه مي‌شود كه بنگاه بازرگاني شعبه يا نماينده براي معاملات در حوزه آن‌دارد يا سابقاً داشته است.
‌ماده 35 - دعوي راجع به ورشكستگي شركتهاي بازرگاني كه مركز اصلي آن در ايران است بايد در مركز اصلي شركت اقامه شود.
‌ماده 36 - دعاوي مربوط به اصل شركت و دعاوي بين شركت و شركاء و اختلافات حاصله بين شركاء و همچنين دعاوي اشخاص خارج بر شركت‌مادام كه شركت باقي است و در صورت برچيدگي تا وقتي كه تصفيه امور شركت در جريان است در مركز اصلي شركت اقامه مي‌شود.
‌ماده 37 - در دعاوي ناشيه از تعهدات شركت در مقابل اشخاص خارج اشخاص خارج مي‌توانند دعاوي خود را در محلي كه تعهد در آنجا واقع شده‌يا محلي كه كالا بايد تسليم گردد يا جايي كه پول بايد پرداخته شود اقامه نمايند.
‌ماده 38 - اگر شركت داراي شعب متعدده در جاهاي مختلف باشد دعاوي ناشيه از تعهدات هر شعبه به اشخاص خارج بايد در دادگاه محلي كه‌شعبه طرف معامله در آن واقع است اقامه شود مگر آنكه شعبه نامبرده برچيده شده باشد كه در اين صورت دعاوي نامبرده نيز در مركز اصلي شركت‌اقامه خواهد شد.
‌ماده 39 - دعوي اعسار نسبت به خواسته در صورتي كه ضمن رسيدگي به دعوي اصلي اظهار شود در دادگاهي كه دعوي اصلي مطرح است‌رسيدگي مي‌شود و در صورتي كه بعد از صدور حكم و قطعيت آن اقامه شود در دادگاهي رسيدگي مي‌شود كه حكم نخستين را صادر كرده است.
‌ماده 40 - دعوي اعسار در مقابل برگهاي اجراييه ثبت اسناد در دادگاه محل اقامت مدعي اعسار اقامه خواهد شد.
‌ماده 41 - دعوي اعسار از هزينه دادرسي مرحله نخستين در دادگاهي اقامه مي‌شود كه صلاحيت رسيدگي نخستين دعوي اصلي را دارد. دعوي‌اعسار براي معافيت از هزينه مرحله پژوهش و فرجام به دادگاهي راجع است كه رسيدگي نخستين به دعوي اصلي نموده.
‌ماده 42 - دعوي خسارت چه از بابت دير پرداختن پول و چه از بابت هزينه دادگستري و چه از بابت حق‌الوكاله و امثال آن در صورتي كه در ضمن‌دعوي اصلي مطالبه شده باشد در دادگاهي رسيدگي مي‌شود كه دعوي اصلي در آن مطرح شده و الا در دادگاهي رسيدگي مي‌شود كه در آن خاتمه يافته‌است.
‌دعوي خسارت راجع به مرحله فرجام در دادگاهي اقامه مي‌شود كه از حكم آن دادگاه فرجام خواسته شده و در صورت نقض به دادگاهي راجع است كه‌دعوي به آنجا ارجاع شده و خاتمه يافته است.
‌ماده 43 - اختلافات مربوطه به اجراي احكام كه از اجمال يا ابهام حكم يا محكوم‌به حادث شود در دادگاهي كه حكم را صادر كرده رسيدگي‌مي‌شود.
‌اختلافات ناشيه از اجراي احكام راجع به دادگاهي است كه حكم به توسط آن دادگاه اجرا مي‌شود.
‌ماده 44 - در تمام دعاوي كه رسيدگي به آن از صلاحيت دادگاه‌هايي است كه رسيدگي نخستين مي‌نمايند طرفين دعوي مي‌توانند تراضي كرده به‌دادگاه ديگري كه در عرض دادگاه صلاحيتدار باشد رجوع كنند تراضي طرفين بايد به موجب سند رسمي يا اظهار آنها در نزد دادرس دادگاهي كه‌مي‌خواهد دعوي خود را به او رجوع كنند به عمل آيد در صورت اخير دادرس اظهار آنها را در صورت‌مجلس قيد و به مهر يا امضاء آنها مي‌رساند اگر‌طرفين يا يكي از آنها بي‌سواد باشد مراتب در صورت‌جلسه قيد مي‌شود.
‌ماده 45 - پژوهش احكام و قرارهاي صادره از دادگاه‌هاي شهرستان در دادگاه استان به عمل مي‌آيد كه دادگاه‌هاي نامبرده در حوزه آن واقع مي‌باشند.

ادامه نوشته

متمم قانون اساسی

متمم قانون اساسي

مورخ 14 ذي‌القعدة الحرام 1324

كليات

اصل اول

مذهب رسمي ايران اسلام و طريقة حقه جعفريه اثني عشريه است بايد پادشاه ايران دارا و مروج اين مذهب باشد.

اصل دوم

مجلس مقدس شوراي ملي كه بتوجه و تأييد حضرت امام عصر عجل الله فرجه و بذل مرحمت اعليحضرت شاهنشاه اسلام خلد الله سلطانه و مراقبت حجج اسلاميه كثر‌الله امثالهم و عامه ملت ايران تأسيس شده است بايد در هيچ عصري از اعصار مواد قانونيه آن مخالفتي با قواعد مقدسة اسلام و قوانين موضوعه حضرت خيرالانام صلي‌الله عليه و آله و سلم نداشته باشد و معين است كه تشخيص مخالفت قوانين موضوعه با قواعد اسلاميه بر عهدة علماي اعلام ادام‌الله بركات وجودهم بوده و هست لهذا رسماً مقرر است در هر عصري از اعصار هيئتي كه كم‌تر از پنج نفر نباشد از مجتهدين و فقهاي متدينين كه مطلع از مقتضيات زمان هم باشند باين طريق كه علماي اعلام و حجج اسلام مرجع تقليد شيعه اسلام بيست نفر از علماء كه داراي صفات مذكوره باشند معرفي بمجلس شوراي ملي بنمايند پنج نفر از آن‌ها را يا بيش‌تر بمقتضاي عصر اعضاي مجلس شوراي ملي بالاتفاق يا بحكم قرعه تعيين نموده بسمت عضويت بشناسند تا مواديكه در مجلسين عنوان ميشود بدقت مذاكره و غور رسي نموده هريك از آن مواد معنونه كه مخالفت با قواعد مقدسه اسلام داشته باشد طرح ورد نمايند كه عنوان قانونيت پيدا نكند و رأي اين هيأت علماء در اين باب مطاع و متبع خواهد بود و اين ماده با زمان ظهور حضرت حجت‌عصر عجل‌الله فرجه تغيير پذير نخواهد بود.

‎‎

اصل سيم

حدود مملكت ايران و ايالات و ولايات و بلوكات آن تغيير پذير نيست مگر بموجب قانون.

‎‎

اصل چهارم

پايتخت ايران طهران است.

‎‎

اصل پنجم

الوان رسمي بيرق ايران سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است.

‎‎

اصل ششم

جان و مال اتباع خارجه مقيمين خاك ايران مأمون و محفوظ است مگر در موارديكه قوانين مملكتي استثناء مي‌كند.

‎‎

اصل هفتم

اساس مشروطيت جزئاً و كلاً تعطيل بردار نيست.

‎‎

ادامه نوشته